فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٧ - رد و اختيار مصنف(ره)
قول اوّل
عقيدهاى استكه بذوق متألّهين منسوب است و آن اينست كه ايشان
معتقدند بوحدت وجود و كثرت موجودات و مرادشان از موجود ماهيّت منسوب
بوجود است و نيز مذهب ايشان اينست كه وجود قائم بذات بوده و تكثّر و تعدّد در
آن نيست نه از جهت نوع و نه مرتبه و نه فرد و تكثّر باعتبار اين امور در ماهيّات
موجوده است پس در حقيقت وجود وجود است نه موجود تا شائبه تعدّد در آن باشد
و اين كه در بعضى عبائر گفته شده الوجود موجود همانطورى كه گفتهاند الماهيّة
موجودة حمل موجود در اين دو قضيّه با هم فرق دارد زيرا در قضيّه اوّل مراد از
موجود نفس وجود است پس حمل آن حمل اوّلى است و در قضيّه دوّم منظور
حقيقت منسوب بوجود است چنانچه مراد از كلمات مشمّس و لابن و تامر منسوب
به شمس و لبن و تمر است زيرا گاهى اسماء مشتقّه باين منظور و باين داعى
استعمال مىشوند.
ردّ و اختيار مصنّف (ره)
مرحوم مصنّف مىفرمايد اگرچه جمع كثيرى از حكماء اين قول را
پسنديده و اختيار كردهاند و آنرا بذوق متألّهين نسبت دادهاند ولى در عين حال از
نظر ما صحيح نيست و عمده اشكاليكه بر ايشان هست اينستكه لازمه اين قول
التزام بدو مبدء اصيل است و بطلان آن واضح و تفصيل اين ايراد چنين است:
در مواضع متعدّدهاى ايشان تصريح كردهاند باصالت ماهيّت حال
بنابراين تقدير اگر وجود يك حقيقت واحدى باشد من جميع الجهات چه از نظر
مراتب و چه انواع و چه افراد پس قهرا نسبت بوجوب وجود اصيل بوده و بلحاظ
امكان ماهيّت بايد اصالت داشته باشد و اين همان اشكالى است كه گفتيم ولى
بعقيده ما كه وجود بحسب نوع واحد بوده و از جهت مراتب متعدّد چنين محذورى
پيش نمىآيد چون واجب و ممكن را از نظر وجود واحد مىدانيم نهايت يكى در